تبليغاتX
< JavaScript Codes > امام حسن علیه السلام - عايشه از نظر اخلاقى چگونه زنى بود و نظر پيامبر اسلام را درمورد عايشه‏بيان فرماييد؟
امام حسن علیه السلام

عايشه از نظر اخلاقى چگونه زنى بود و نظر پيامبر اسلام را درمورد عايشه‏بيان فرماييد؟

قضاوت درباره عايشه، از مسائلى است كه شيعه و اهل سنّت در آن اختلاف نظر دارند. بنابراين به نظر مى‏رسد قرآن كريم )كه مورد اتفاق فريقين است( و احاديث قطعى و متواتر )كه حجيّت آنها قابل انكار نيست( بهترين راه براى بررسى چنين مسأله‏اى باشد.

براى رسيدن به نتيجه مطلوب، بايد به سه سؤال پاسخ دهيم:

 1- آيا تنها همسر پيامبر بودن، مى‏تواند دليل شرافت و فضيلت يك زن باشد، يا اين كه ممكن است زنى همسر پيامبر باشد و در عين حال پليد و معصيت كار باشد؟

 2- آيا در بين زنان پيامبر اكرم )ص(، زن مذموم و معصيت كار بوده است، يا اين كه همه زنان پيامبر )ص( شايسته و نيكوكار بوده‏اند؟

 3- به فرض اين كه بعضى از زنان پيامبر )ص( مذموم بوده باشند، آيا عايشه از آن دسته بوده است يا نه؟

 الف( قرآن كريم مى‏فرمايد: يا نِساءَ اَلنَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ اَلنِّساءِ إِنِ اِتَّقَيْتُنَّ اى زنان پيامبر شما مانند ساير زنان نيستيد )يعنى برتريد( اگر تقواى الهى پيشه كنيد،(1)

و نيز مى‏فرمايد: يا نِساءَ اَلنَّبِيِّ مَنْ يَأْتِ مِنْكُنَّ بِفاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ يُضاعَفْ لَهَا اَلْعَذابُ ضِعْفَيْنِ وَ كانَ ذلِكَ عَلَى اَللَّهِ يَسِيراً وَ مَنْ يَقْنُتْ مِنْكُنَّ لِلَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تَعْمَلْ صالِحاً نُؤْتِها أَجْرَها مَرَّتَيْنِ وَ أَعْتَدْنا لَها رِزْقاً كَرِيماً اى زنان پيامبر هر كدام از شما كار زشتى مرتكب شود، عذاب او دو برابر خواهد بود و آن بر خدا آسان است و هر كدام از شما اطاعت خدا و رسولش را به جا آورد، دو برابر اجرش مى‏دهيم و روزى كريمانه‏اى برايش مهيا مى‏كنيم،(2).

خداوند سبحان در اين دو آيه شريفه، آشكارا بيان مى‏دارد كه ملاك شرافت و فضيلت در زنان پيامبر )ص(، تقواى الهى است نه همسرى آن حضرت گر چه بيان مى‏دارد كه اين موقعيت )همسرى پيامبر( موقعيت خطيرى است كه اگر حُسن استفاده از اين موقعيت شود، سود دو چندان در پى دارد و اگر سوء استفاده شود به همان ميزان، زيان دو برابر به همراه دارد.

تأييد اين مطلب كه صِرف همسرى پيامبر )ص( نمى‏تواند ملاك شرافت و فضيلت باشد، اين است كه در ميان زنان پيامبران گذشته نيز، زنانى بوده‏اند كه دچار خشم و غضب الهى شده‏اند: در آيه 10 سوره »تحريم« خداوند متعال، همسران نوح و لوط را به شدّت مذمّت نموده و مى‏فرمايد: »اين دو زن همسر دو تن از بندگان صالح من بودند و به همسرشان )نوح و لوط »ع«( خيانت كردند، و همسر پيامبر بودنشان نتوانست آن دو را از عذاب قهر الهى حفظ كند و به آن دو گفته شد، همراه اهل آتش داخل آتش شويد«. نتيجه اين كه امكان دارد كه زنى همسر پيامبر باشد ولى معصيت كار بوده و اهل آتش باشد.

ب( امّا سؤال دوّم اين بود كه آيا در ميان زنان پيامبر گرامى اسلام )ص( نيز زن ناشايسته و مذموم بوده است يا نه؟ در قرآن كريم- و به تبع در احاديث معتبر- از دو تن از زنان پيامبر )ص( مذمت شده است: در آيه 3 تا 5 سوره »تحريم« حال دو تن از همسران پيامبر )ص( بيان شده است. خلاصه اين كه آن دو زن سرّ پيامبر )ص( را افشا مى‏كردند و خداوند متعال پيامبر )ص( را از گناه آن دو زن آگاه ساخت و نسبت به آنان فرمود: »اگر شما دو زن توبه كنيد بسيار به جاست چرا كه دل‏هاى شما از حق برگشته است و اگر در مخالفت پيامبر )ص( همديگر را يارى كنيد، پس بدانيد كه خداوند ياور و نگهبان او است و جبرئيل و مؤمنان صالح و فرشتگان همه پشتيبان او هستند واميد است كه اگر پيامبر )ص( شما را طلاق دهد، خداوند به عوض شما، زنان بهترى به پيامبر )ص( بدهد كه مسلمان و مؤمن و مطيع باشند«.

حاصل اين آيات شريفه اين است كه يقيناً بعضى از زنان پيامبر )ص(، معصيت كار بوده و گاه به پيامبر )ص( ضربه مى‏زدند. مخفى نماند كه بيشتر مفسّران شيعه و اهل سنّت اين آيات را مربوط به عايشه )دختر ابوبكر( و حفصه )دختر عمر( مى‏دانند. كه هر دو همسر پيامبر )ص( بوده‏اند.

ج( با نگاهى كوتاه به زندگى عايشه در دو برهه از تاريخ )يكى زمان حيات پيامبر )ص( و ديگرى پس از پيامبر )ص(، يعنى در دوران خلفا( مى‏توان فهميد كه آيا عايشه جوهره ايمان و تقوا را داشته است تا در رديف زنان شايسته پيامبر )ص( باشد و يا اين كه چنين نبوده است.

امّا در دوران خلفا عايشه فرمان‏هاى پيامبر )ص( را زير پا نهاده و در اين برهه از زندگيش نقاط تاريكى ازخود بر جاى گذاشته است. از مهم‏ترين آنها- كه از مسلّمات تاريخ است- لشكر كشى عايشه و جنگ با امير المؤمنين )ع( است آن هم در زمانى كه آن حضرت رسماً خليفه رسول خدا )ص( بود يعنى، مسلمين پس از عثمان با آن حضرت بيعت كرده بودند در حالى كه پيامبر )ص( به عايشه از اين واقعه خبر داده بود و او را از چنين گناه نابخشودنى نهى كرده بود. حتى برادر عايشه، محمد بن ابى بكر شخصاً عايشه را از جنگ برحذر داشت و حديث پيامبر )ص( را به او يادآورى نمود كه حضرت رسول )ص( خبر داده بود يكى از زنان من به جنگ با برادرم على )ع( خواهد رفت و با اين همه به خاطر كينه توزى با حضرت على )ع( به جنگ با ايشان برخاست و هزاران نفر را به كشتن داد. و با آن كه امام على )ع( پس از پايان جنگ به احترام نسبتش با پيامبر )ص( با عايشه بسيار كريمانه رفتار كرد، ولى عايشه مجدداً كينه توزى خود را ابراز نمود و در مقابل امام حسين )ع( ايستاد و مانع دفن امام حسن )ع( در كنار قبر رسول الله )ص( شد و سبب گرديد تا جنازه آن حضرت تيرباران شود.

آيا چنين اعمالى مى‏تواند از كمال ايمان و تقوا ناشى شده باشد؟ امّا در زمان حيات پيامبر اكرم )ص( با شواهد بسيارى در تاريخ و احاديث معتبر در كتاب‏هاى شيعه و اهل سنّت وجود دارد كه عايشه بعضاً موجبات اذيت حضرت رسول )ص( را فراهم مى‏كرده و بر اين كه پيامبر )ص( محبت زيادى به حضرت زهرا )س(، سرور زنان عالميان داشته و از فضيلت او بسيار مى‏گفته و او را مى‏بوسيده است، حسادت مى‏ورزيد. هم چنين از حضرت خديجه- كه به اتفاق شيعه و اهل سنت يكى از چهار زن برگزيده عالم است- به زشتى ياد مى‏كرده است و گفتنى است مسائلى از اين قبيل- كه بر آگاهان به تاريخ اسلام پوشيده نيست- در زندگى عايشه وجود دارد كه هيچ كدام با معيار تقوا و ايمان خالص سازگارى ندارد و همان طورى كه قبلاً ذكر شد آيه 3 و 4 سوره تحريم اشاره به اين مسائل ناپسند دارد.

پى‏نوشت‏

 (1) )احزاب، آيه 33)

 (2) )احزاب، آيه 31)

+ نوشته شده در  جمعه 1386/01/17ساعت 0:25 با تلاش پي گير محراب فیروزی  |