تبليغاتX
< JavaScript Codes > امام حسن علیه السلام - چرا در آمريكا اسلام نازل نشده و چرا آنجا خواستگاه هيچ دينى نيست
امام حسن علیه السلام

چرا در آمريكا اسلام نازل نشده و چرا آنجا خواستگاه هيچ دينى نيست و وصى‏و يا نماينده‏اى در آن جا وجود ندارد؟

با توجه يه يك اصل كلى و به عبارت ديگر يك مسأله ريشه‏اى و اساسى و اصل پرسش شما فرعى، جنبى و غير مهم خوهد بود و آن اين كه آيا رسالت پيامبران اولواالعزم خواه پنج نفر باشند و خواه بيشتر رسالتى جهانى بوده و با آنكه هر كدام مبعوث به سوى قوم خاصى بوده‏اند؟ در پاسخ مى‏گوييم به يك معنا از جهانى بودن رسالت دعوت بسيارى از پيامبران جهانى نبوده است و به معناى ديگر رسالت همه انبيا جهانى بوده است اگر معناى جهانى بودن آن باشد كه پيامبر موظف است رسالت خويش را نه تنها به قوم خويش كه به همه اقوام و ملل عمده جهان برساند رسالت بسيارى از پيامبران حتى موسى (ع) و عيسى (ع) جهانى نبوده است اما اگر جهانى بودن را به معناى لزوم ابلاغ رسالت در صورت مواجهه با ديگر اقوام و لزوم پيروى بر همه مكلفان مطلع بگيريم رسالت همه پيامبران رسالتى عام، فراگير و جهانى بوده است. به بيان ديگر اگر پيامبرى موظف باشد كه به هر صورت ممكن با همه اقوام و ملل ارتباط برقرار كند و رسالت خويش را به آنها برساند رسالت او رسالتى جهانى و عام خواهد بود در مقابل، زمانى رسالت يك پيامبر جهانى نيست كه مأمور به ابلاغ دعوت خود به همگان نبوده بلكه صرفاً موظف به دعوت قوم خاصى باشد.

ناگفته نماند اين كه پيامبرى مأمور به دعوت همگان نيست مى‏تواند علل مختلفى داشته باشد مثلاً كاه ممكن است كه امكان عادى براى برقرارى ارتباط با همه اقوام نباشد و يا آنكه اصولاً فرصت چنين كارى در اختيار پيامبر نباشد. شايد به اين مطلب اشكال شود كه انبياء مى‏توانستند كه از طريق اعجاز به اقوام و ملل ديگر رسالت خويش را ابلاغ سازند ولى اين اشكال صحيح نيست زيرا پيامبران الهى تنها در مورد خاصى به اوردن معجزه‏اى اقدام مى‏كردند كه اين موارد نيز صرفاً براى تأييد درستى دعوت آنان بوده است نه براى تسهيل در ابلاغ دعوت.

به هر روى آنچه مسلم است امكان ارتباط با همه اقوام و ملل از طرق عادى براى بسيارى از پيامبران وجود نداشته است و ظاهراً آنان مأمور به استفاده از روشهاى غير عادى و مافوق طبيعى نيز نبوده‏اند. براساس معناى يادشده از جهانى بودن رسالت مى‏توان مدعى شد كه رسالت پيامبراسلام رسالتى جهانى بوده است و حضرت مأمور بودند كه دعوت خود را به اقوام غير عرب نيز ابلاغ كنند اما ظاهر رسالت انبيا جهانى نبوده است. در اين جا توجه به چند نكته لازم است.: الف) مقصود از اقوامى كه پيامبر (ص) مأمور به دعوت آنان بوده است يكايك افراد هر قوم نيست بلكه آنچه كه مقدور بوده و پيامبر نيز نسبت به آن وظيفه داشته است ابلاغ رسالت به سران اقوام بوده است.

ب) ابلاغ رسالت اعم از ابلاغ در زمان حيات پيامبران و ابلاغ پس از وفات ايشان به دست اوصيان ايشان يعنى امامان معصوم (ع) است.

ج) موظف بودن به پيامبران (ص) به ابلاغ عمومى رسالت خويش به معناى برطرف شدن همه موانع عملى بر سر اين كار نيست بلكه چه بسا در مواردى انجام اين كار مواجه با موانعى بوده كه در اين صورت مسلماً بار مسؤليت از دوش پيامبر (ص) برداشته شده است.(1) با توجه به اين اصل مردم آمريكا نمى‏توانند مدعى شوند كه دين اسلام به آنان ابلاغ نشده سات خصوصاً پس از اكتشاف آن و اطلاع يافتن بر اديان ديگر. اما اين كه دين اسلام در جزيرةالعرب ظهور يافت به دليل مسائل فرهنگى خاص حاكم بر اين سرزمين بود كه حضور پيامبرى در آن منطقه را ضرورى‏تر از مناطق ديگر مى‏ساخت ولى با توجه به رسالت جهانى پيامبر اسلام (ص) اين دين به نقاط ديگر دنيا نيز معرفى و ابلاغ گشت.

پى‏نوشت‏

 (1) )در اين باب نكا: راه و راهنماشناسى محمد تقى مصباح يزدى قم چاپ اول پاييز 1376 ش (معارف قران ج 5- 4) صص و 33 52)

+ نوشته شده در  جمعه 1386/01/17ساعت 0:18 با تلاش پي گير محراب فیروزی  |