|
|
|
|
|
ناطقه ی مرا مگر روح قدس کند مدد تا که ثنای حضرت سیده النسا کند فیض نخست و خاتمه نور جمال فاطمه چشم دل ار نظاره در مبدأ و منتها کند مطلع نور ایزدی مبدا فیض سرمدی جلوه ی او حکایت از خاتم الانبیا کند حامل سر مستتر حامل عیب مستتر دانش او احاطه بر دانش ما سوا کند عین معارف و حکم بحر مکارم و کرم گاه سخا محیط را قطره ی بی بها کند بضعه یسید بشر ام ائمه ی غرر کیست جز او که همسری با شه لا فتی کند وحی و نبوتش نسب جود و مروتش حسب قصه ای از مروتش سوره ی هل اتی کند دامن کبریای او دست رس خیال نی پایه ی قدر او بسی پایه به زیر پا کند قبله خلق روی او کعبه عشق کوی او چشم امید سوی او تا به که اعتنا کند مفتقرا متاب رو از در او به هیچ سو زان که مس وجود را فضه او طلا کند |
||