تبليغاتX
< JavaScript Codes > امام حسن علیه السلام
امام حسن علیه السلام

نوجوانی سپری گشت به بازی به نشاط

فارغ از نیک و بد و مرگ و حیات

پس از آن نیز نفهمیدم هیچ

که چه سان باید زیست؟ به کجا باید رفت؟

همه گفتند جوان است هنوز ، بگذارید جوانی بکند

بهره از عمر برد ، کامرانی بکند ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/09/07ساعت 14:19 با تلاش پي گير محراب فیروزی  | 

ولی ... عشق های فردی و محبوبیت های شخصی (به ویژه از نوع پنهانی اش ) آزمونی حساس و معبری لغزنده و جاده ای خطر ناک است که بدون چراغ ایمان و عصای پروا و سپر خود سازی انسان به راحتی می لغزد و به عمق دره پرتاب می شود

هر که خود را رایگان به این وآن بفروشد معلوم است از بازار قیمت انسان بی خبر است

گدایان عشق را دیده اید ؟

حراج کنندگان محبت را هم می شناسید ؟

آنها که ظرفیت دارند به زودی خود را نمی بازند و موج آنها را به این سو و آن سو نمی کشد لنگر یک کشتی آن را آرام و بی تلاطم نگه می دارد

خدا می داند که پشت این نگاه های مسموم و محبت های فریبا چه دره ی هولناک و شب تیره و بد بختی هول انگیزی نهفته است !...سر گذشت دیگران یک آینه است اگر ما چشم داشته باشیم

 این دنیا یعنی چه ؟

روشن است که تنها ثروت و قدرت و ریاست نیست

اظهار علاقه ی دیگران جلوه ای از دنیاست .

نامه ی فدایت شوم و برایت می میرم جلوه ای دیگر

و دام اگر تو نباشی من هیچم و... نمونه ای دیگر .

آنها که ظرفیت دارند به زودی خود را نمی بازند و موج آنها را به این سو و آن سو نمی کشد

لنگر یک کشتی آن را آرام و بی تلاطم نگه می دارد

دنیا بی شک مواج است وپر تلاطم

 

سر گذشت دیگران یک آینه است اگر ما چشم داشته باشیم

شما که نمی خواهید به آینده ی خود آتش بزنید ...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1386/03/25ساعت 0:19 با تلاش پي گير محراب فیروزی  | 

 

جایگاه نگاه        

بیشتر مسائل زندگی ما به نگاه هایمان بستگی دارد. انتخاب همسر،  شغل، خانه ،دوست و صدها موضوع دیگر همه با نگاه پیوند دارد .

 

  چشم و نگاه آدمی از مهم ترین عناصرموثردر تصمیم گیری  او است

 

 و منشا اغلب نفرتها اشتیاق ها و انتخاب ها، نگاه است آدمی نمی تواند

 

 از تاثیر شنیده ها و دیده هایش بر مغز جلو گیری کند. این تاثیرپذیری

 

 به کمک شبکه اعصاب و فعالیت مغز صورت می گیرد و شخص

 

نمی تواند با تلقین، چندان از تاثیر آن بکاهد . به همین علت در آیات

 

 قرآن پیوسته اهل ایمان از نگاه نا سالم و شنیدن چیز های ناروا پرهیز داده شده اند :

(به درستی که گوش و چشم ودل مورد پرسش قرار می گیرند .) 

 

از میان نگاه ها ، نگاه مرد به زن ـ در هر سن که باشد و بلعکس ـ دیگر

 

نگاه ها تفاوت دارد به خصوص در دوره جوانی، نگاه معنا دارتر،

 

 با نفوذ تر و خطر آفرین تر و حفظ آن دشوارتر می گردد .

به همین سبب است که قرآن ،از اهل ایمان می خواهد که برای

 حفظ پاکی خود و جامعه نگاه هشان را مهار سازند .  

 

 

  

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/01/29ساعت 21:8 با تلاش پي گير خانم فیروزی  | 

 

 

حكايت 9

دو رفيق به اتفاق يكديگر از دهي به شهر مجاور مي رفتند و سبدي پر از ميوه بر سر داشتند ،يكي برد بار بود و ديگري بي حوصله ،اين پيوسته از بار سنگين خود ناله مي كرد و شكوه مي نمود ،و آن خندان و خرامان راه مي پيمود و شوخي مي كرد .

رفيق بي حوصله گفت: اي برادر با اين كه مي دانم بار تو سبك تر ار بار من نيست و قوتت از من بيشتر نيست ،سبب خنده و خوشحالي تو چيست؟

گفت : اي برادر ،من روي سبد خود گياهي نهاده ام كه بار را سبك كند و مرا در بردن آن قوت و قدرت دهد .

رفيق اين سخن بشنيد – بسيار تعجب كرد – و گفت : چه شود كه بر من منت نهي و قدري از اين گياه به من دهي .

گفت : اي برادر ، اين گياه كه بار را  سبك كند و برنده را قوت دهد ، نامش بردباري و صبر است .

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/01/20ساعت 23:31 با تلاش پي گير خانم فیروزی  | 

 یا مهدی

يارب كه كارها همه گردد به كام ما

نور حضور خويش فروزد امام ما

ما باده محبت او نوش كرده ايم

اي خبر زلذت شرب مدام ما

هرگز نميرد آنكه از اين باده زنده شد

ثبت است بر جريده عالم دوام ما

اي باد اگر به كوي امام زمان رسي

زينهار عرضه دار به پيشش پيام ما

گو همتي بداركه مخمور فرقتيم

شايد برآيد از مي  وصل تو كام ما

از اشك در ره تو فشا نيم دانه ها

باشد كه مرغ وصل كند ميل دام ما

 

 

 

 

 

 

حكايت8

نعمت هشت چيز است : اول غنا ، دوم امنيت ، سوم صحت ، چهارم جواني ،پنجم حسن خلق ، ششم عزت ، هفتم برادران موافق ، هشتم زن صالحه .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/01/19ساعت 22:53 با تلاش پي گير خانم فیروزی  | 

حكايت 6

علامت احمق سه چيزاست :

 

 

از هدر رفتن عمر باكي ندارد .

 

از حرفهاي بيهوده سير نشود .

 

وتاب ههمنشيني كسي كه عيبش را ببيند ندارد .

 

 

 

حكايت7

 

 وايضا روزي شخصي نزد ابن سيرين  آمد و گفت : در خواب ديدم كه قلا ده اي  از جواهر بر گردن سگي بستم .

گفت: مساله حكمت بكسي گفته اي كه او اهل آن علم نبود است .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/01/15ساعت 20:9 با تلاش پي گير خانم فیروزی  | 

                                          

 بركت

باغبان ساده دلي كنار راهي ، يك باغ ميوه داشت . روزي پس از فراغت از كارهاي روزانه ، دستمالي را پر از گلابي كرد و از در باغ خارج شد . در راه مرد رهگذري را ديد . باغبان ساده دل گمان كرد آن مرد رهگذر از كساني است كه صاحب كرامتند و از برخي امور پنهاني آگاهند . بنابراين خطاب به آن مرد گفت : اگر بگويي در دستمال من چه ميوه هايي وجود دارند، يك عدد از اين گلابي ها را به تو مي دهم . اما اگر بگويي چند گلابي در دستمال دارم، همه ي نه عدد گلابي را به تومي دهم .

مرد رهگذر از پرسش باغبان ساده دل ، نوع و تعداد ميوه را را فهميد وگفت : (اي باغبان .. در ميان دستمالت گلابي داري و تعداد آ ن نه عدد است  .)

باغبان ساده دل شگفت زده شد پس از دادن گلابي ها ، از آن مرد رهگذر با اصرار خواست به منزلش بيايد و به همراه خود بركت آورد .

                                         

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/01/14ساعت 20:6 با تلاش پي گير محراب فیروزی  | 

                                            حكايت(5)

شبي دزدي به خانه شخصي آمد و مقداري از اسباب خانه را جمع كرده و بسته نموده و به راه افتاد .

 آن شخص فورا اسباب اطاق خوابگاه خود را بسته و بر دوش گرفت ، و پشت سر دزد روان شد ...  

                                       


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/01/13ساعت 22:16 با تلاش پي گير محراب فیروزی  | 

                                              

                                                   حكايت (3)

شخصي خري دزديد ،

آورد كه در بازار بفروشد ، از قضا خر را از او دزديدند غمناك مراجعت مي كرد .

شخصي پرسيد : خر را به چه قيمت فروختي ؟

گفت : ((براس المال ))

راس المال (به معني قيمتي كه خريده بودم به همان قيمت فروختم )

 

 

 

 

حكايت(4)

عارفي گفت : سه چيز دل را سخت كند :

خنده بي جهت  .

خوردن در حال سيري ،

و سخن غير لازم گفتن ،

 

     

                                           

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/01/12ساعت 21:19 با تلاش پي گير محراب فیروزی  | 

 

                                                     حكايت ( 1)

گفته اند : صفات دوستان كامل خدا سه چيز است :

سكوت و نگهداري زبان كه راه نجات است .

گرسنگي ،كه كليد خيرات است .

و رنج در عبادت ،روزه روز و بيداري شب .

 

 

 

 

                                         حكايت  (2)

از بقراط پرسيدند : انسانيت چيست ؟

گفت : تواضع در وقت رفعت و عفو هنگام قدرت .

وسخاوت در هنگام تنگدستي .

وبخشش بدون منت.

 

+ نوشته شده در  شنبه 1386/01/11ساعت 21:32 با تلاش پي گير محراب فیروزی  | 

سخنان بزرگان 

  

دروغ مانند برف است كه هر چه او را بغلتانند ، بزرگتر مي شود .

 

سينه اي كه خالي از ذكر خداباشد ، چون محكمه اي است كه در آن ،قاضي وجود ندارد .

 

حرف زدن بدون فكر، مانند تير اندازي بدون هدف است .

عجله ، انسان را از مقصود باز مي دارد .

 

براي دشمنانت كوره را آن قدر داغ نكن كه حرارتش خود تو را هم بسوزاند .

 

تو را براي آن نيافريده اند كه هر روز بهتر بخوري و بهتر بپوشي ،براي آن آفريده اند كه هر روز بهتر بينديشي .

 

نویسنده های این مطالب را خواهیم آورد

+ نوشته شده در  جمعه 1386/01/10ساعت 3:28 با تلاش پي گير محراب فیروزی  | 

حكايت

كبوتري در قفسي بيمار بود .

گربه اي به عيادت او آمد ،گفت : چگونه اي ؟

گفت : به سلامت بودم تا تو را نديده بودم .

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/01/09ساعت 13:17 با تلاش پي گير محراب فیروزی  | 

                                    اهمیت قرآن

در عالم هستي هيچ كتابي در فضيلت برتري به پايه قرآن نمي سد ، زيرا قرآن خلاصه و عصاره تعليمات همه انبياي الهي است. بلكه بالاتر از اين ، قرآن از همه موجودات برتر و والاتر است .

پيامبر گرامي اسلام (ص) فرمود :

القران افضل كل شي دن الله .

فرآن به جز خدا از همه چيز برتر است .

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/01/08ساعت 3:28 با تلاش پي گير محراب فیروزی  | 

                                    حكايت 

عبدالله پسر امام حنبل گفت : از پدرم سوال كردم فضل و مقام صحابه در چه كسي بوده ؟ پدرم نام ابوبكر و عمر و عثمان را آورد و ساكت شد . من گفتم : اي پدر مقام علي بن ابي طالب چقدر است ؟ و چرا نام او را نبردي ؟ گفت : او از اهل بيت رسالت است و نمي توان او را با اين اشخاص قياس نمود .

 

 

 

 

  

محبت پيامبر (ص)

پيغمبر (ص) گرامي در راهي مي رفتند كه با نوجواني برخورد كردند .

 

 نوجوان با تبسم  و خوشرويي به حضرت سلام كرد .

 

حضرت با مهرباني از او پرسيدند

 

آيا مرا دوست داري ؟

 

گفت: )آري ، به خدا قسم .)

 

حضرت فرمودند : مثل دو چشمانت ؟

 

گفت : بيشتر

 

حضرت فرمودند: مثل پدر و مادرت ؟

 

گفت : به خدا قسم بيشتر .

 

حضرت براي اين كه همراهان از او درس محبت و دوستي به خدا را فراگيرند ، از او پرسيدند :آيا مثل پروردگارت ؟

 

نوجوان گفت : يا رسول الله ،اين صحبت سزاوار شما و هيچ كس نيست . شما را دوست دارم در جهت دوستي خدا .

 

پيامبر رو به همراهانش  كرد فرمود :

 ((اين گونه محب و دوست خدا باشيد از نظر احسان و انعام او به شما ، و دوست داشته باشيد مرا در جهت دوستي به خدا  .))

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/01/07ساعت 2:8 با تلاش پي گير محراب فیروزی  | 

حکایت ۱

شخصي از حاتم ده درم شكر در خواست نمود . حاتم فرمود ده تنگ شكر به او بدهند .

زني بر حاتم اعتراض كرد ، كه او ده درم شكر در خواست كرد تو چرا اينقدر دادي ؟

حاتم در جواب گفت : سوال و عطاي ما، هر دو در خور همت مان بود .

 

حکایت۲ 

از حضرت ابراهيم خليل پرسيدند به چه سبب خداوند ترا به دوستي گرفت ؟

فرمود : به سه علت .

اول- فرمان خدارا بر دستور ديگران ترجيح دادم.

دوم – بر چيز يكه خدا كفايت كرده بود (مانند روزي )همت نگماشتم .

سوم – وهرگز بدون مهمان غذا نخوردم .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/01/05ساعت 21:57 با تلاش پي گير محراب فیروزی  |