|
|
|
|
|
الا يا ایها المهدي مدام الوصل ناولها كه در دوران هجرانت بسي افتاد مشكلها صبا از نكهت كويت نسيمي سوي ما آورد ز سوز شعله شوقت چه تاب افتاد در دلها چو نور مهر تو تابيد بر دل هاي مشتاقان ز خود آهنگ حق كردند و بربستند محملها دل بي بهره از مهرت حقيقت را كجا يابد حق از آينه رويت تجلي كرد بر دلها به كوي خود نشاني ده كه شوق تو محبان را ز تقوي داد زاد ره ، ز طاعت بست محملها به حق سجاده تزيين كن مهل محراب و منبر را كه ديوان فلك صورت ازآن سازنده محفلها شب تاريك و بيم موج و گردابي چنين هائل ز غرقاب فراق خود رهي بنما به ساحلها اگر دانستمي كويت به سر مي آمدم سويت خوشا گر بودمي آگه ز راه ورسم منزلها چو بيني حجت حق را به پايش جان فشان اي فيض متي ما تلق من تهوي ، دع الدنيا واهملها |
||
|
|
|
|
|
حماسه ي تاريخ نازم حسين را كه چو در خون خود تپيد شيوا ترين حماسـه ي تاريخ آفــــريد ديـدي دقيـــق بايـد و فكــري دقيــق تر تا پي برد به نهضت آن خسـرو شهيـد قامـت چو زير بار زرو زور خـــم نكرد در پيش عزم وهمت وي آسمان خميد برگـــي بود ز دفتــر خـــونين كربـــلا هر لاله و گلي كه به طرف چمن دميد از دامــن سپيد شـريـعت زدود و شـست با خون سرخ خويش، سيه كاري يزيد خوش بخت ملتــي كه از اين حــماسه ي بزرگ گــردد ز روي مـعـرفت و عــقل ، مسـتـفيدعلي اكبر خوش دل تهراني |
||
|
|
|
|
|
به نام خدا (به ياد ميرزا كوچك خان جنگلي ) حرف تمام جنگل در قلب خسته ي تو هر سو روانه بودي با يك تفنگ برنو ******************* ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
بوي نر گس خواب ديدم يك شب كسي از دور صدايم مي كرد روي يك اسب سفيد كوهي از نور صدايم مي كرد دست او مثل بهار قفس چلچله ها را وا كرد حرف زد با گل سرخ آتشي در دل او بر پا كرد آسمان را بوسيد ابرها پشت سرش باريدند بوي نرگس مي داد زير پايش همه گل پاشيدند با نگاهش روييددر كوير دل مردم لبخندآب بود او انگارتشنه ها منتظر او بودندحسين احمدي ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
![]() اون آقايي كه شبا رد مي شد از كوچه ما كيسه به دوش كو؟ رد پاي پر خراش بي خروش كو؟ اون آقاي خرقه پوش كو؟ كجاس اون آقا كه پينه هاي دستاش مرحم دلاي ما بود نفس سبز نيگاهش هميشهحلال مشكلاي ما بود ميشه يك بار ديگه سر بزنه به خونه ما؟ بگيره نشوني از غربت بي نشونه ي ما ؟ موهاي آقا سفيده جوونا كيسه رو از آقا بگيريد قامت آفا خميده جوونا كيسه رو از آقا بگيريد جوونا آقا بشين زنده كنين رسم جوون مردي رو امشب يتيما منتظرن زنده كنين شيوه ي شب گردي زو امشب يتيما پشت دراي خونشون منتظر آقا نشستن گوش به زنگ تق تق يه جف صداي پا نشستن موهاي آقا سفيده جوونا كيسه رو از آقا بگيريد قامت آفا خميده جوونا كيسه رو از آقا بگيريد ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
ناطقه ی مرا مگر روح قدس کند مدد تا که ثنای حضرت سیده النسا کند فیض نخست و خاتمه نور جمال فاطمه چشم دل ار نظاره در مبدأ و منتها کند مطلع نور ایزدی مبدا فیض سرمدی جلوه ی او حکایت از خاتم الانبیا کند حامل سر مستتر حامل عیب مستتر دانش او احاطه بر دانش ما سوا کند عین معارف و حکم بحر مکارم و کرم گاه سخا محیط را قطره ی بی بها کند بضعه یسید بشر ام ائمه ی غرر کیست جز او که همسری با شه لا فتی کند وحی و نبوتش نسب جود و مروتش حسب قصه ای از مروتش سوره ی هل اتی کند دامن کبریای او دست رس خیال نی پایه ی قدر او بسی پایه به زیر پا کند قبله خلق روی او کعبه عشق کوی او چشم امید سوی او تا به که اعتنا کند مفتقرا متاب رو از در او به هیچ سو زان که مس وجود را فضه او طلا کند |
||
|
|
|
|
|
دلم ميخواد با تك تك نگاهام شكارت كنم ادامه مطلب |
||