|
|
|
|
|
||
|
|
|
|
|
دروغ در رشته های گوناگون کاش معلم ادبیات می گفت صد بار بدی دروغ را بنویسید تا زشتیش یادتان نرود کاش معلم نقاشی دروغ را می کشید و به ما نشان می داد کاش معلم زیست شناسی دروغ را تشریح می کردو می گفت قلبش پر از خار است کاش معلم شیمی می گفت دروغ با زمان رسوب نمی کند کاش معلم فیزیک شدت جریان دروغ را اندازه می گرفت و می گفت هر مقاومتی دروغ را نابود می کند کاش معلم جبر با یک معادله چند مجهولی بالاخره دروغ را پیدا می کرد و به ما می گفت چقدر منفی است |
||
|
|
|
|
|
نوجوانی سپری گشت به بازی به نشاط فارغ از نیک و بد و مرگ و حیات پس از آن نیز نفهمیدم هیچ که چه سان باید زیست؟ به کجا باید رفت؟ همه گفتند جوان است هنوز ، بگذارید جوانی بکند بهره از عمر برد ، کامرانی بکند .... ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
گروهی شدن وبلاگ را به همه عزیزان تبریک می گوییم
|
||
|
|
|
|
|
هر که خود را رایگان به این وآن بفروشد معلوم است از بازار قیمت انسان بی خبر استگدایان عشق را دیده اید ؟ حراج کنندگان محبت را هم می شناسید ؟
این دنیا یعنی چه ؟ روشن است که تنها ثروت و قدرت و ریاست نیست اظهار علاقه ی دیگران جلوه ای از دنیاست . نامه ی فدایت شوم و برایت می میرم جلوه ای دیگر و دام اگر تو نباشی من هیچم و... نمونه ای دیگر . آنها که ظرفیت دارند به زودی خود را نمی بازند و موج آنها را به این سو و آن سو نمی کشد لنگر یک کشتی آن را آرام و بی تلاطم نگه می دارد دنیا بی شک مواج است وپر تلاطم
سر گذشت دیگران یک آینه است اگر ما چشم داشته باشیم شما که نمی خواهید به آینده ی خود آتش بزنید ...
ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
سوره نوزدهم به نام خدا ای گروه مردمان نیست عقل مثل صلاح اندیشی و نیست پرهیز کاری مانند باز داشتن خود از اذیت مردم و نیست هیچ حسبی بلند تر از ادب و نیست هیچ شفاعت کننده ای مثل توبه و نیست هیچ عبادتی مثل علم و نیست هیچ نمازی مگر با ترسیدن از خدا و نیست فقری مگر با صبر و نیست بندگی مانند تو فیق و نیست قرینی زینت دار تر از عقل و نیست هیچ رفیقی با عیب تر از نادانی ای پسر آدم مهیا شو برای بندگی من تا آن که پر کنم دل تو را از بی نیازی و دست های تو را از روزی و جسم تو را از راحتی و غافل مباش از یاد کردن من پس پر کنم دل تو را از فقر و بدن تو را از رنج و سینه تو را از اندوه و غصه و جسم تو را از بیماری و دنیای تو را از سختی و مشقت خدا حافظ |
||
|
|
|
|
|
الا يا ایها المهدي مدام الوصل ناولها كه در دوران هجرانت بسي افتاد مشكلها صبا از نكهت كويت نسيمي سوي ما آورد ز سوز شعله شوقت چه تاب افتاد در دلها چو نور مهر تو تابيد بر دل هاي مشتاقان ز خود آهنگ حق كردند و بربستند محملها دل بي بهره از مهرت حقيقت را كجا يابد حق از آينه رويت تجلي كرد بر دلها به كوي خود نشاني ده كه شوق تو محبان را ز تقوي داد زاد ره ، ز طاعت بست محملها به حق سجاده تزيين كن مهل محراب و منبر را كه ديوان فلك صورت ازآن سازنده محفلها شب تاريك و بيم موج و گردابي چنين هائل ز غرقاب فراق خود رهي بنما به ساحلها اگر دانستمي كويت به سر مي آمدم سويت خوشا گر بودمي آگه ز راه ورسم منزلها چو بيني حجت حق را به پايش جان فشان اي فيض متي ما تلق من تهوي ، دع الدنيا واهملها |
||
|
|
|
|
|
عايشه از نظر اخلاقى چگونه زنى بود و نظر پيامبر اسلام را درمورد عايشهبيان فرماييد؟ قضاوت درباره عايشه، از مسائلى است كه شيعه و اهل سنّت در آن اختلاف نظر دارند. بنابراين به نظر مىرسد قرآن كريم )كه مورد اتفاق فريقين است( و احاديث قطعى و متواتر )كه حجيّت آنها قابل انكار نيست( بهترين راه براى بررسى چنين مسألهاى باشد. براى رسيدن به نتيجه مطلوب، بايد به سه سؤال پاسخ دهيم: 1- آيا تنها همسر پيامبر بودن، مىتواند دليل شرافت و فضيلت يك زن باشد، يا اين كه ممكن است زنى همسر پيامبر باشد و در عين حال پليد و معصيت كار باشد؟ 2- آيا در بين زنان پيامبر اكرم )ص(، زن مذموم و معصيت كار بوده است، يا اين كه همه زنان پيامبر )ص( شايسته و نيكوكار بودهاند؟ 3- به فرض اين كه بعضى از زنان پيامبر )ص( مذموم بوده باشند، آيا عايشه از آن دسته بوده است يا نه؟ ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
چرا در آمريكا اسلام نازل نشده و چرا آنجا خواستگاه هيچ دينى نيست و وصىو يا نمايندهاى در آن جا وجود ندارد؟ با توجه يه يك اصل كلى و به عبارت ديگر يك مسأله ريشهاى و اساسى و اصل پرسش شما فرعى، جنبى و غير مهم خوهد بود و آن اين كه آيا رسالت پيامبران اولواالعزم خواه پنج نفر باشند و خواه بيشتر رسالتى جهانى بوده و با آنكه هر كدام مبعوث به سوى قوم خاصى بودهاند؟ در پاسخ مىگوييم به يك معنا از جهانى بودن رسالت دعوت بسيارى از پيامبران جهانى نبوده است و به معناى ديگر رسالت همه انبيا جهانى بوده است اگر معناى جهانى بودن آن باشد كه پيامبر موظف است رسالت خويش را نه تنها به قوم خويش كه به همه اقوام و ملل عمده جهان برساند رسالت بسيارى از پيامبران حتى موسى (ع) و عيسى (ع) جهانى نبوده است ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
چرا اسلام در سرزمينى كه منحطترين فرهنگ را داشت، نازل شد؟ حقتعالى در قرآن كريم مىفرمايد: اَللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ،(1). هر آنچه كه ما بتوانيم در تحليل و بررسى اين موضوع بگوييم با توجه به محدوديتهاى علمى و فكرى ما است و اشراف علمى لازم به اين قضيه را نداريم. 1- به فرض كه فرهنگ آن زمان عرب، فرهنگى منحط (و يا منحطترين فرهنگ) بوده باشد. در اين صورت حقتعالى اسلام را در سرزمين و در جايى نازل نمود كه در بدترين شرايط ممكن بود و اگر دينى بتواند در چنين زمينهاى تحولات بزرگ انسانى، فرهنگى و تمدنى ايجاد نمايد در شرايط بهتر با اطمينان مىتوان گفت موفقتر خواهد بود. بنابراين بعثت پيامبر اسلام (ص) در ميان اعراب منحط حسن اسلام و قوت اين دين است. 2- بر چه اساسى مىتوان گفت دين بايد در پيشرفتهترين فرهنگ نازل گردد؟ در حالى كه اديانى مانند يهوديت و مسيحيت در پيشرفتهترين مراكز فرهنگى دوران خود پديد نيامدند؟ 3- دور بودن عربها از مراكز فرهنگى و تمدنى به نوبه خود چند حسن داشته است: - تأثيرات كمترى از فرهنگ و تمدن معاصر گرفته است. ...
ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
آيا پيامبر تا آخر عمر امى و بي سواد بودند چرا از آن حضرت دستخط وجودندارد؟ مقصود از امّى، اين است كه آن حضرت درس نخوانده بود نه اين كه فاقد سواد ودانش بودهاند، حضرت آدم هم درس نخوانده بود ولى به تصريح قرآن معلم فرشتگان بود،(1). ما معتقديم كه آن حضرت پيش از بعثت نه كتابى را مىخواند و نه صفحهاى را مىنوشت و قرآن كريم به اين مطلب در سوره عنكبوت آيه 48 تصريح مىكند. اما بعد از بعثت درباره اين كه آن حضرت مىخواند يا مىنوشت، اختلاف هست و مشهور اين است كه آن حضرت بعد از بعثت نيز عملاً نمىخواند و نمىنوشت و تمام نامههاى پيامبر را خود آن حضرت انشا مىكردند و ديگران مىنوشتند. البته نخواندن و ننوشتن او گواه بر عدم قدرت او بر نوشتن و خواندن نيست بلكه اين دو عمل كمال بزرگى هستند كه نمىتوان گفت پيامبر اسلام فاقد اين كمال بوده است، اگر چه او از اين كمال به جهت مصالح مهمى استفاده نمىكرد زيرا اگر او بسان مردم ديگر درس مىخواند و نامه مىنوشت مخالفان نبوت او، آن را دستاويز قرار داده و چنين وانمود مىكردند كه آيين و احكام وى زاييده افكار و نتيجه مطالعات و بررسىهاى كتابهاى پيشينيان است،(2). پىنوشت (1) )ر. ك: سوره بقره، آيات 28- 32) (2) )ر. ك: سوره عنكبوت، آيه 48) |
||
|
|
|
|
|
آيا پيامبران اشتباه مىكنند؟ اولاً مفهوم سهو، خطا و نسيان با گناه متفاوت است زيرا، اولاً گناه با علم و اراده صورت مىگيرد ولى سهو، خطا و نسيان چنين نيستند ثانياً، گناه همواره مخالفت با اوامر الهى است ولى سهو، خطا و نسيان امكان دارد گاه با امر خداوند مخالف باشد مثلاً سهو در به جا آوردن يكى از اجزاء و اركان عمل عبادى و گاه هيچ ارتباطى با اوامر خداوند ندارد مثلاً خطا در يك عمل مباح فردى يا اجتماعى ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
در صورتى كه پيامبران از گناه و اشتباه مصوناند، چرا در قرآن چندين مرتبهبه پيامبر اكرم (ص) امر و نهى شده است؟ معمولاً وقتى ما واژههاى استغفار و مغفرت را مىشنويم، معناى آمرزش گناهان و ايمنى از عذاب الهى به ذهن تداعى مىشود در حالى كه اين معنا يكى از مصاديق معناى استغفار است و دايره آن تنگتر و محدودتر از معناى اصلى و اصطلاح قرآنى آن است (و امروزه همين معنا ميان ما متداول مىباشد). اين واژه در قرآن كريم معناى وسيعترى دارد كه هم شامل معناى نخست مىشود هم موارد ديگرى را در بر مىگيرد. .......... ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
باتوجه به آيه 37 سوره احزاب، مسئله ترس واشتباهى كه مطرح شدهاست آيابه پيامبر(ص) مخصوصا از جنبه عصمت در گناه و اشتباه لطمهاى وارد نمىكند؟ ترسى كه در آيه اشاره شده را نمىتوان اشتباه قلمداد نمود تا نافى عصمت باشد. بلكه اشتباه در خاستگاه اجتماعى آن است. زيرا آيه «وَ تَخْشَى اَلنَّاسَ» بيانگر نوعى نگرش و موضع اجتماعى منفى در برابر ازدواج با همسر مطلقه پسر خوانده است. چنين واكنشى به طور طبيعى براى پيامبر اكرم (ص) نگران كننده است و خداوند منان با اشاره به اين وضعيت و نهى تلويحى از آن در واقع بىپايگى آن نگرش و واكنش اجتماعى را برملا ساخته و علاوه بر تشجيع پيامبر (ص) در جهت مبارزه با آن به طور كنايى بطلان رأى مردم را اعلام مىدارد. |
||
|
|
|
|
|
آيا پيامبر اكرم(ص) در اذان اسم خود را مىبردند و بر خود صلواتمىفرستادند؟ آمدن نام مبارك رسول خدا (ص) در اذان و صلوات به امر الهى بوده و هيچ جنبه شخصى نداشته است و لذا هيچ اشكالى نبود كه حضرت در اذان و نماز مانند همهمسلمانان نام خود را به زبان بياورند، چنان كه خداوند متعال به رسالت او گواهى داده و به او درود مىفرستد. |
||
|
|
|
|
|
چطور مىتوان وجود پيامبر و معصومين ديگر را ثابت نمود؟ قرآن وجود حضرت رسول (ص) و اهل بيت (ع) را مطرح كرده است،(1) علاوه بر آنكه تاريخ بصورت متواتر به صورتى كه براى انسان يقين حاصل مىشود وجود معصومان را براى ما گزارش كرده است و همين مقدار براى اثبات وجود ايشان كافى است خصوصاً كه سخنان حكمتآموزى سينه به سينه از ايشان به ما رسيده است كه آنها نيز به نوبه خود دلالت بر وجود آنها دارد. پىنوشت (1) )نساء 59 احزاب 33 و.) |
||
|
|
|
|
|
چرا خداوند يك فرد را امام و پيامبر قرار داده و در حق بقيه مردم، اينتفضل را انجام نداده است؟ عنايت حق تعالى دوگونه قابل نگرش و بررسى مىباشد: گونه نخست ملاحظه عنايت بارىتعالى از جهت فاعلى صرف و بدون لحاظ جهت قابلى است. در اين مرتبه عنايت و فياضيت حق تعالى نسبت به همه ممكنات مساوى است زيرا او تام الفاعلى است و هيچ بخل و كمبودى در افاضه ندارد. نگرش دوم ملاحظه عنايت حق تعالى با توجه به شرايط قابلى و پذيرش فيض است. در اين مرحله قطعا قابليتها متفاوتند و عنايت حق تعالى نيز نسبت به هر موجودى متناسب با پذيرش و قابليت قابل مىباشد. ظرفيت و قابليت دو گونه است: يكى ظرفيت ناشى از كنش اختيارى انسان كه مسا له آن روشن است و ديگرى ظرفيت ناشى از نظام ضرورى موجودات است. در اين جا هر چند قابليتها هم به يك معنا از ناحيه خداوند است ولى اين به معناى آن نيست كه اين موجودات مىتوانستند قابليتهاى بيشترى داشته باشند و خداوند به آنها عنايت نفرموده است بلكه نظام علّى و معلولى يك نظام رتبى و ضرورى است كه جابه جايى در هيچ يك از اجزا و شرايط آن امكانپذير نيست. درك صحيح اين مسا له و حل مسائل پيرامون آن نيازمند مطالعات عميق و پيچيده فلسفى در مورد نظام طولى و عرضى هستى است. براى آگاهى بيشتر رجوع كنيد به بحث «راز تفاوتها» در كتاب «عدل الهى» نگاشته شهيد مطهرى. |
||
|
|
|
|
|
آيا اين درست است كه پيامبر(ص) به تدريج پيامبر شد؟ در جواب اين سؤال كه «آيا پيامبر (ص) به تدريج پيامبر شد؟» ابتدا حقيقت پيامبرى را تحليل مىكنيم و سپس به بررسى هر يك از ابعاد آن مىپردازيم. پيامبرى متشكل از ابعاد عمده و سهگانه علم و عصمت و اعجاز است: ۱)... ۲)... ۳)... ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
آيهاى در اثبات دعوت پيامبر(ص) و ولايت حضرت على(ع) بياوريد. در مورد دعوت پيامبر (ص) و رسالت آن حضرت آيات متعددى وجود دارد از جمله: (1) إِنَّا أَرْسَلْناكَ شاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذِيراً*. (فتح آيه 8- احزاب آيه 45 و مشابه آن در سوره اسرأ آيه 105 وجود دارد( (2) و ما ارسلناك الاكافه للناس (سبأ آيه 28). (3) وما محمد ابا احد منرجالكم ولكن رسولالله و خاتم النبيين (احزاب آيه 40) در رابطه با حضرت على (ع) دعوتى وجود ندارد تا آيهاى بر آن نازل شده باشد. زيرا دعوت فراخوانى پيامبر بر دينى است كه از جانب خدا آورده و حضرت على (ع) پيامبر نبودند بلكه وصى و جانشين پيامبر و داراى منصب ولايت پس از آن حضرت بودهاند. در رابطه با منزلت و شأن آن حضرت آيات متعددى وجود دارد. از جمله آيه تطهير آيه مباهله آيه اطعام و براى آگاهى بيشتر در اين زمينه ر. ك: (1) مسائل كلى امامت ابراهيم امينى (2) امامت و رهبرى شهيد مطهرى (3) رهبرى امام على (ع) در قرآن و سنت پيامبر علامه سيد شرف الدين ترجمه سيد محمود سياهپوش (4) آيه التطهير سيد محمد باقرابطحى |
||
|
|
|
|
|
بركت باغبان ساده دلي كنار راهي ، يك باغ ميوه داشت . روزي پس از فراغت از كارهاي روزانه ، دستمالي را پر از گلابي كرد و از در باغ خارج شد . در راه مرد رهگذري را ديد . باغبان ساده دل گمان كرد آن مرد رهگذر از كساني است كه صاحب كرامتند و از برخي امور پنهاني آگاهند . بنابراين خطاب به آن مرد گفت : اگر بگويي در دستمال من چه ميوه هايي وجود دارند، يك عدد از اين گلابي ها را به تو مي دهم . اما اگر بگويي چند گلابي در دستمال دارم، همه ي نه عدد گلابي را به تومي دهم . مرد رهگذر از پرسش باغبان ساده دل ، نوع و تعداد ميوه را را فهميد وگفت : (اي باغبان .. در ميان دستمالت گلابي داري و تعداد آ ن نه عدد است .) باغبان ساده دل شگفت زده شد پس از دادن گلابي ها ، از آن مرد رهگذر با اصرار خواست به منزلش بيايد و به همراه خود بركت آورد . |
||
|
|
|
|
|
بسم الله الرحمن الرحيم خطبه طاووسیه در نهج البلاغه (ترجمه دكتر سيد جعفر شهيدي) از خطبه هاي آن حضرت است كه در آن آفرينش شگفت انگيز طاووس را بيان فرمايد ... شگفت انگيز تر آن پرندگان در آفرينش ، طاووس است كه آن را در استوار ترين هيئت پرداخت ،و رنگ هاي آن را به نيكو ترين ترتيب مرتب ساخت ،با پري كه ناي استخوان هاي آن را به هم در آورد و دمي كه كشش آن را دراز كرد.....
ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
حكايت(5) شبي دزدي به خانه شخصي آمد و مقداري از اسباب خانه را جمع كرده و بسته نموده و به راه افتاد . آن شخص فورا اسباب اطاق خوابگاه خود را بسته و بر دوش گرفت ، و پشت سر دزد روان شد ... ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
حكايت (3) شخصي خري دزديد ، آورد كه در بازار بفروشد ، از قضا خر را از او دزديدند غمناك مراجعت مي كرد .
شخصي پرسيد : خر را به چه قيمت فروختي ؟ گفت : ((براس المال )) راس المال (به معني قيمتي كه خريده بودم به همان قيمت فروختم )
حكايت(4) عارفي گفت : سه چيز دل را سخت كند : خنده بي جهت . خوردن در حال سيري ، و سخن غير لازم گفتن ، |
||
|
|
|
|
|
حكايت ( 1) گفته اند : صفات دوستان كامل خدا سه چيز است : سكوت و نگهداري زبان كه راه نجات است . گرسنگي ،كه كليد خيرات است . و رنج در عبادت ،روزه روز و بيداري شب . حكايت (2) از بقراط پرسيدند : انسانيت چيست ؟ گفت : تواضع در وقت رفعت و عفو هنگام قدرت . وسخاوت در هنگام تنگدستي . وبخشش بدون منت. |
||
|
|
|
|
|
سخنان بزرگان دروغ مانند برف است كه هر چه او را بغلتانند ، بزرگتر مي شود . سينه اي كه خالي از ذكر خداباشد ، چون محكمه اي است كه در آن ،قاضي وجود ندارد .
حرف زدن بدون فكر، مانند تير اندازي بدون هدف است . عجله ، انسان را از مقصود باز مي دارد .
براي دشمنانت كوره را آن قدر داغ نكن كه حرارتش خود تو را هم بسوزاند .
تو را براي آن نيافريده اند كه هر روز بهتر بخوري و بهتر بپوشي ،براي آن آفريده اند كه هر روز بهتر بينديشي .
نویسنده های این مطالب را خواهیم آورد |
||
|
|
|
|
|
كشورها
اسپانيا : كشور گاو بازان
فرانسه :كشور برج ايفل
ژاپن :كشور آفتاب تابان
سوئيس : كشور ساعت
برزيل : كشورآمازون
مصر:كشور فراعنه
اندونزي :كشورهزار جزيره
تايلند :كشورهزار معبد
كوبا:كشور نيشكر |
||
|
|
|
|
|
حكايت كبوتري در قفسي بيمار بود . گربه اي به عيادت او آمد ،گفت : چگونه اي ؟ گفت : به سلامت بودم تا تو را نديده بودم .
|
||
|
|
|
|
|
اهمیت قرآن در عالم هستي هيچ كتابي در فضيلت برتري به پايه قرآن نمي سد ، زيرا قرآن خلاصه و عصاره تعليمات همه انبياي الهي است. بلكه بالاتر از اين ، قرآن از همه موجودات برتر و والاتر است . پيامبر گرامي اسلام (ص) فرمود : القران افضل كل شي دن الله . فرآن به جز خدا از همه چيز برتر است . |
||
|
|
|
|
|
حكايت عبدالله پسر امام حنبل گفت : از پدرم سوال كردم فضل و مقام صحابه در چه كسي بوده ؟ پدرم نام ابوبكر و عمر و عثمان را آورد و ساكت شد . من گفتم : اي پدر مقام علي بن ابي طالب چقدر است ؟ و چرا نام او را نبردي ؟ گفت : او از اهل بيت رسالت است و نمي توان او را با اين اشخاص قياس نمود . محبت پيامبر (ص) پيغمبر (ص) گرامي در راهي مي رفتند كه با نوجواني برخورد كردند .
نوجوان با تبسم و خوشرويي به حضرت سلام كرد .
حضرت با مهرباني از او پرسيدند
آيا مرا دوست داري ؟
گفت: )آري ، به خدا قسم .)
حضرت فرمودند : مثل دو چشمانت ؟
گفت : بيشتر
حضرت فرمودند: مثل پدر و مادرت ؟
گفت : به خدا قسم بيشتر .
حضرت براي اين كه همراهان از او درس محبت و دوستي به خدا را فراگيرند ، از او پرسيدند :آيا مثل پروردگارت ؟
نوجوان گفت : يا رسول الله ،اين صحبت سزاوار شما و هيچ كس نيست . شما را دوست دارم در جهت دوستي خدا .
پيامبر رو به همراهانش كرد فرمود : ((اين گونه محب و دوست خدا باشيد از نظر احسان و انعام او به شما ، و دوست داشته باشيد مرا در جهت دوستي به خدا .)) |
||
|
|
|
|
|
حکایت ۱ شخصي از حاتم ده درم شكر در خواست نمود . حاتم فرمود ده تنگ شكر به او بدهند . زني بر حاتم اعتراض كرد ، كه او ده درم شكر در خواست كرد تو چرا اينقدر دادي ؟ حاتم در جواب گفت : سوال و عطاي ما، هر دو در خور همت مان بود . از حضرت ابراهيم خليل پرسيدند به چه سبب خداوند ترا به دوستي گرفت ؟ فرمود : به سه علت . اول- فرمان خدارا بر دستور ديگران ترجيح دادم. دوم – بر چيز يكه خدا كفايت كرده بود (مانند روزي )همت نگماشتم . سوم – وهرگز بدون مهمان غذا نخوردم . |
||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
به نام خدا يا مقلب القلوب و الابصار يا مدبر الليل و النهار يا محول الحول و الاحوال حول حالنا الي احسن الحال به نظر شما بهترين حال چيه؟ يك اعصاب دنج و راحت؟ يك خبر خوشحال كننده ؟ ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
دعاى امام رضا عليه السلام هنگام تهديد مأمون به پذيرش خلافت![]() بارالها! تو مرا از اين كه خود را به هلاكت بيفكنم بازم داشتى، در حالى كه نزديك بود كشته شوم، آن زمان كه ولايتعهديش را نمى پذيرفتم. [در پذيرش ولايتعهدى] ناخشنود و ناچار بودم همچون يوسف و دانيال كه از روى ناچارى ولايتعهدى سركش زمانشان را پذيرفتند.
بارالها! هيچ پيمانى جز پيمانت، و هيچ ولايتى جز از سوى خودت نيست، پس مرا براى برپا داشتن احكام دينت و زنده نگاه داشتن سنّت پيامبرت توفيقم ده، همانا تو سرور و ياورى، و تو بهترين آنانى .
منبع:سايت امام رضا عليه السلام |
||
|
|
|
|||
|
هر چند اربعين، بزم عزاست و در نوروز جشن به پاست؛ اما شباهتي ميان نوروز و اربعين است كه دانستنش خالي از لطف نيست. نوروز يعني روز نو. وقتي نوروز مي شود، شوري دوباره در جامعه مي افتد و جنب و جوش جامعه، خواب زده ها را بيدار مي كند. اميد، در معناي نوروز مخفي شده است. اربعين، جنبشي دوباره بود پس از واقعه عاشورا. وقتي كه در عاشورا جنايت را به كمال رساندند، گمان كردند كه كار تمام شده است؛ اما اربعين اين تصور را باطل كرد. اربعين، اميد را در دل مسلمين واقعي بيدار كرد: هنوز حسين عليه السلام زنده است. وقتي كاروان اسرا، روز اربعين به كربلا رسيدند و عزاداري كردند، همگان دانستند كه هر چه سختي بر آنها رفته باشد، آنها را براي ادامه راه امام شهيدشان سرزنده تر كرده است. اربعين عاشورايي ديگر بود، در قالبي ديگر. اربعين، نوروز عاشورا بود. ناگفته بسيار ماند يا حق؛ سردبير aajn57@yahoo.com
|
||||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
پنج صفت مهم
عن الرّضا عليه السلام: "خمـسٌ مـن لـم تكـن فيه فلا تـرجـوه لشـىءٍ مـن الـدنيـا والاخـرة من لم تعرف الوثاقه فى ارومته و الكرم فى طباع هو الرصانة فى خلقه والنبل فى نفسه والمخافة لربّه." امام رضا عليه السلام فرمود: پنج صفت است كه در هر كس نباشد اميد چيزى از دنيا و آخرت به او نداشته باشيد: 1ـ كسى كه در نهادش اعتماد نبينى؛ 2ـ كسى كه در سرشتـش كرم نيابـى؛ 3ـ كسـى كه در آفرينشـش استـوارى نبينى؛ 4ـ كسى كه در نفسش نجابت نيابى؛ 5ـ و كسى كه از خدايش ترسناك نباشد . منبع: تحف العقـول، ص 446 / بحارالانوار، ج 78، ص 339 |
||
|
|
|
|
|
به نام خدا از جمله مواعظ لقمان به فرزند خود اي فرزند به درستي كه تو از روزي كه به دنيا آمده اي پشت به دنيا كرده و رو به آخرت مي روي و مراحل آخرت را طي مي نمايي پس خانه اي كه تو به سوي او مي روي به تو نزديك تر است از خانه اي كه هر روز از آن دور مي شوي |
||
|
|
|
|
|
به نام خدا بسمه تعالي السلام عليك يا ابا عبد الله درس حسيني عشق است و عشق در قلب است و سوز بر جان و آن آتش بر وجود و سوختن و شعله ور شدن و ذوب شدن براي معشوق حسيني گونه جنگيدن جانبازي است امضاء مهدي باكري براي سردار عاشورايي خطه ي آذر بايجان شهيد مهدي باكري فرمانده لشكر 31 عاشوراء آقا مهدي ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
حماسه ي تاريخ نازم حسين را كه چو در خون خود تپيد شيوا ترين حماسـه ي تاريخ آفــــريد ديـدي دقيـــق بايـد و فكــري دقيــق تر تا پي برد به نهضت آن خسـرو شهيـد قامـت چو زير بار زرو زور خـــم نكرد در پيش عزم وهمت وي آسمان خميد برگـــي بود ز دفتــر خـــونين كربـــلا هر لاله و گلي كه به طرف چمن دميد از دامــن سپيد شـريـعت زدود و شـست با خون سرخ خويش، سيه كاري يزيد خوش بخت ملتــي كه از اين حــماسه ي بزرگ گــردد ز روي مـعـرفت و عــقل ، مسـتـفيدعلي اكبر خوش دل تهراني |
||
|
|
|
|
|
ترويج عشق و عاشقي با نقاب انقلابي گري انتقادي راجع به سريال اخير شبكه ي يك سيما (از نفس افتاده ) دارم كه ظاهرا راجع به دوران ستم شاهي ساخته شده است . بنده اعتقاد دارم كه اين فيلم ربطي به انقلاب ندارد ، هيچ بلكه حتي نشانه هايي از ارزش مداري انقلابي را نيز ندارد .در اين فيلم ظاهرا انقلابي ، انقلابيون بيشتر به فكر عشق و عاشقي خودشان هستند تا مبارزه با رژيم طاغوت . در اين فيلم ساواك ، سازمان اطلاعاتي مخوف رژيم طاغوت ،بسيار پرت از موضوع و دست وپا چلفتي و احمق نشان داده شده است . اين در حالي است كه همه مي دانيم اگر ظلم ظالم كمتر از خد واقعي نشان داده شود به همان ميزان مظلوميت ظالم نيز يا به چشم نمي آيد يا كم ارزش به نظر مي آيد بنده فكر مي كنم اگر به جاي چنين فيلم هايي فيلمي درباره ي خط مبارزاتي امام راحل (ره) يا شهيداني همچون آيت الله غفاري، آيت الله سعيدي، آيت الله بهشتي، آيت الله طالقاني و دكتر شريعتي ساخته شود بسيار مفيد تر و مثمر ثمر تر خواهد بود .ان شاء الله مسعود انوری |
||
|
|
|
|
|
ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
امام حسين(ع) كه در روز عاشورا بعد از چند لحظه كه به ديدار خداوندمىخواست برود پس نماز ظهر عاشوراى او چه معنايى داشت؟ به محض ورود در وقت نماز، نماز واجب مىشود و ... مراد از ذبح عظيم چيست؟ برخى از مفسران، ذبح عظيم را ... سر بريده امام حسين(ع) در مجلس يزيد كدام آيات قرآن را تلاوت نمودند؟ سر بريده امام حسين (ع) بر سر نيزه در كوفه ... ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
آيا اين مطلب كه امام حسين(ع) علىاصغر را آوردند و فرمودند به او آبدهيد، صحيح است؟ حضرت على اصغر چگونه شهيد شده است؟ در مقاتل معتبر چنين خبرى نيامده است. آنچه وارد شده آن است كه حضرت اباعبداللَّه (ع)، جناب على اصغر را در بغل داشتند كه تيرى گلوى او را شكافت و به شهادت رساند. در مورد امام حسين(ع) كتابهايى را براى مطالعه معرفى كنيد؟ 1- الفباى فكرى امامحسين (ع)، محمدرضا صالحى كرمانى 2- فرهنگ عاشورا، جواد محدثى 3- درسى كه حسين (ع) به انسانها آموخت، شهيد هاشمىنژاد ادامه مطلب |
||
|
|
|
||
|
اين حديث قابل تفاسير گوناگونى است از جمله اينكه مقصود از «حسين منى» اين است كه حضرت سيدالشهدا (ع) از جهت نسبى فرزند پيامبر (ص) و از جهت تربيتى پرورش يافته مكتب درخشان آنحضرت مىباشد. بنابراين هم شخص امام حسين (ع) و هم شخصيت آنحضرت با پيامبر نسبتى ويژه دارد. از طرف ديگر شخصيت پيامبر اكرم (ص) به مكتب و دين حياتبخش ايشان است اين مكتب درخشان در پرتو قيام و شهادت حضرت اباعبدالله (ع) بار ديگر احيا شد و درخشش نوينى يافت و بدون آن چنان ضربههاى كارى بر پيكرش وارد مىشد كه از آن جز نيم نامى باقى نمىماند. بنابراين جاودانگى شخصيت و راه و مكتب پيامبر در طول تاريخ وابسته به امام حسين (ع) و حركت عظيم عاشورا است. از همين رو فرمودند «من نيز از حسينم». چرا امام حسن(ع) زودتر از امام حسين(ع)به امامت رسيدند آيا بهخاطر اينكهبزرگتربودند؟ آيا روايت ان الله شأ ان يراك قتيلا اطلاق دارد؟ منظور از اين روايت مطلق نيست، بلكه .... ادامه مطلب |
|||
|
|
|
|
|
فرا رسيدن ايام سوگواري سالار شهيدان ابي عبدالله الحسين عليه السلام را به پيشگاه مقدس ولي عصر ـ عجل الله فرجه الشريف ـ مقام معظم رهبري، مراجع بزرگوار تقليد و همه شيفتگان مكتب حسيني تسليت عرض مي كنم، و اميدوارم خداي متعال در دنيا و آخرت دست ما را از دامان ابي عبدالله كوتاه نفرمايد. ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
غدير داستان اعتقاد در نقطه ي غدير بايد توقفي كرد ، كه با حقيقت انسان سر و كار دارد .هزارو چهار صد سال است كه شيعه زلال پر بركت غدير را به پاي درختان ولايت مي افشاند ، و از بيابان خشك باغ هاي پر ثمر اعتقادي و گلهاي زيباي محبت را پرورش مي دهد آغاز پانزدهمين قرني است كه شيعه با حجتي قوي و برهاني قاطع كه پيامبر اكرم (ص) به دستش داده، پرچم بلند «أشهدُ أنَّ عَليّاً وليُّ اللهِ » را بر افراشته و از مرز هاي اعتقادي خويش پاسداري مي كند . غدير، مراسمي عظيم و مجموعه اي قراموش نشدني در تاريخ اسلام است كه به عنوان « واقعه ي غدير جايگاه خاصي در اعتقادات مقدس ما دارد . با يادي از مراسم سه روزه ي غدير در تاريخ اسلام ، گزارشي به صورت لحظه به لحظه با تمام جزئيات واقعه ي غدير در قالب داستاني تقديم مي شود ؛ تا غدير را آنگونه كه واقع شده بياموزيم و به نسل هاي آينده بسپاريم آنچه در ترسيم واقعه ي غدير آورده ايم با استناد به منابع است ، و حتي يك كلمه به صورت تخيل و پردازش آورده نشده است آدرس هاي منابع نيز به صورت پي نوشت در پايان آمده است . به اميد روزي كه در كنار صاحب غدير حضرت بقية الله الاعظم ارواحنا فداه و عجل الله فرجه ، غدير را به جشني ديگر نشينيم ، و داستان آن روز هاي شيرين را از دو لب مبارك آن حضرت بشنويم قم ، مخمد باقر انصاري زنجاني عيد غدير 1421،زمستان 1379 ( با کمی تصرف) |
||
|
|
|
|
|
عظمت غدير خطابه غدير به عنوان آيينه تمام نماي ولايت امير المؤمنين عليه السلام بين تمام خطابه هاي اسلام ويژگي هايي دارد كه آن را به صورت منحصر به فرد در آورده است اين اهميت باز مي گردد به متن خطبه و فضاي خاصي كه اين سخن راني در آن انجام شده است مهم ترين مقاصد حضرت در خطبه ي غدير را مي توان در موارد زير خلاصه كرد 1- نتيجه گيري از زحمات 23 ساله ي رسالت با تعيين ادامه دهندگان اين راه 2- حفظ دائمي اسلام با جانشيناني كه از عهده ي اين مهم برآيند 3- اقدام رسمي براي تعيين خليفه كه از نظر قوانين ملل سنديت دارد . 4- ترسيم خط مشي آينده مسلمين تا آخر دنيا 5- اتمام حجت بر مخالفان اسلام اعم از مقصرين و معاندين . ادامه مطلب |
||