|
|
|
|
|
چرا امام حسن(ع)زودتر از امام حسين(ع) به امامت رسيدند آيا به خاطر اينكه بزرگ تربودند؟
آيا امام حسن(ع) از جعده فرزندى دارد؟
مهمترين عاملى كه باعث شد امام حسن(ع) با معاويه صلح كنند چه بود؟
آيا صلح امام حسن(ع)و قيام امام حسين(ع)نشان دهنده تفاوت در روحياتا ين دو بزرگوار است؟ اگر معاويه عهدنامه خود را با امام حسن(ع) شكسته بود چرا امام حسين(ع)فرمود من به عهدنامه برادرم پايبند هستم؟ علت صلح امام حسن(ع) چه بود؟ چرا مانند امام حسين(ع) قيام نكردند؟ چرا براى نام پيامبر(ص) يكصلوات و براى امامخمينى ره سه صلوات می فرستندو براى مقام رهبرى و امام صلوات می فرستند ولى براى امامان معصوم نمی فرستند؟ آيا سه بار صلوات فرستادن بعد ازنام امام خمينى(ره) درحالى كه بعداز نام حضرت محمد(ص) يك بار صلوات می فرستند بى حرمتى نيست؟ در آینده ی نزدیک جواب بقیه را خواهیم داد ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
سؤال: در چه شرايطى ازدواج دو همخون احتمال ضرر بهداشتى دارد؟
پاسخ: (1) در حدود يك قرن پيش «مندل» پس از هشت سال تحقيق، اصولى را در مسأله «توارث» كشف كرد كه در اين جا به زبان ساده براى خوانندگان محترم شرح داده خواهد شد. ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
به نام خالق هستی من مشکم و من مشکم یه مشک خالی از آب لبای من خشکیدن از تشنگی تو آفتاب برای تشنه لبها همیشه آب می آرم به غیر آب آوردن کار دیگه ندارم بچه های کربلا مثل گلای یاسن منو که مشک آبم خیلی زیاد می شناسن ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
از حضرت امیر المومنین علی علیه السلام روایت شده که : جبرئیل از آسمان بر جناب آدم فرود آمد و گفت ای آدم من سه چیز از آسمان برایت آورده ام و تو در انتخاب یکی از آن سه چیز اختیار داری هر کدام را که خواهی بر گیر و دو تای دیگر را واگذار حضرت آدم فرمود آن سه چیز کدام است عرض کرد :عقل حیا دین حضرت آدم عقل را انتخاب کرد آنگاه به حیا ودین گفت برگردیم گفتند: ای جبرئیل ما مأموریم باشیم هر جا که عقل باشد فرمود: باشید سپس به آسمان عروج کرد اصول کافی باب عقل و جهل این قسمت ادامه دارد... |
||
|
|
|
|
|
بسم الله الرحمن الرحیم در این حدیث حضور امام حسن (ع)در ماجرای منع عمر در نوشتن کتف به عنوان دومین امام تصریح پیامبر به امامت امام حسن تایید امام حسن (ع)نسبت به این حدیث آمده استاین حدیث در کتاب سلیم حدیث 49 است سلیم بن قیس می گوید: از سلمان شنیدم که می گفت :بعد از آنکه آن مرد (عمر) آن سخن را گفت (***) و پیامبر غضبناک شد و کتف را رها کرد از امیرالمومنین (ع)شنیدم که فرمود:"آیا از پیامبر (ص) نپرسیم چه مطلبی می خواست در کتف بنویسد که اگر آن را می نوشت احدی گمراه نمی شد و دو نفر هم اختلاف نمی کردند " ؟ ادامه مطلب |
||